یا رضا

مباد لحظه ای از یادتان جدا باشم
خدا کند همه عمر با شما باشم
مرا رها مکن از آستانت ای آقا
رضا مشو که ز درگاه تو جدا باشم
سالروز شهادت جانگداز عالم آل محمد ، امام رئوف
علی بن موسی الرضا(ع)
بر شیعیان و دوست دارانش تسلیت باد

مباد لحظه ای از یادتان جدا باشم
خدا کند همه عمر با شما باشم
مرا رها مکن از آستانت ای آقا
رضا مشو که ز درگاه تو جدا باشم
سالروز شهادت جانگداز عالم آل محمد ، امام رئوف
علی بن موسی الرضا(ع)
بر شیعیان و دوست دارانش تسلیت باد
هرچند ما گنهکاریم حسین
امید به کسی جزتو نداریم حسین
عمری است که از خون و پیام و هدفت
در سنگر اشک پاسداریم حسین
سال جدید قمری تحویل شده ، محرم آمده
باید کهنگی را پس بزنیم
باید همه چیز را نو کنیم زیبا کنیم
از جنس همان زیبایی که زینب جز آن در کربلا ندید
آخر عاشورا یعنی تحول، اصلاح ، آزادگی
یعنی نو شدن ،
کهنگی و پلیدی و خط بطلان بر تکرار گناهان و معاصی
عاشورا یعنی بلند شدن ،قیام برای" هیهات من الذله "
اما بهای همه اینها سنگین است
خون حسین(ع) و یاران با وفایش
و پیراهن سیاه شیعیان و عزاداریشان تا قیامت
پس ...
ایام محرم الحرام و ایام سوگواری سالار شهیدان
و سرور آزادگان جهان " امام حسین (ع) " تسلیت باد .
اینجا کلوپ بچه های منابع ۷۶ است اما من امروز می خواهم برای شما از خاطرات سخت دوران کارشناسی ارشد در دانشگاه صنعتی اصفهان بنویسم. خرداد 85 بود و ترم دوم دوره. من به دلایل مشغله کاری کمتر در اردو های علمی کلاس شرکت می کردم . بچه ها تازه ازگردش علمی کرمان برگشته بودند. در راهرو دانشکده بچه ها را دیدم همه خسته و سوخته بودند ولی برقی در چشمانشان بود که نشان از رضایت بسیار زیاد از گردش علمی می داد . من نمی دانم در آن سه روز بر ایشان چه گذشته بود که اشتیاق انها را به محیط زیست دو صد چندان کرده بود. تصمصم گرفتم گردش آخر را حتما" حضور داشته باشم. برای درس پرنده شناسی به منطقه سد حنا در شهرستان سمیرم رفتیم. به چند گروه تقسیم شدیم . گروه 4 نفره ما محو تماشای آنقوت و تنجه بودیم و با تلسکوب حرکات آنها را زیر نظر داشتیم که سروصدای نا مفهومی توجه ما را جلب کرد. فکر کردیم از از اهالی اطراف باید باشند، اما نه طرف محیط بانی که راه افتادیم ناگهان متوجه شدیم صدای داد و فریاد دوستانمان از وسط آب است. قایق واژگون شده بود بچه ها بین هوا و زمین و مرگ و زندگی دست و پا می زدند و ما ساحل آب شاهد غرق شدن دوستانمان بودیم و کاری از دستمان بر نمی آمد. گروه دیگر از بچه ها که روی آب بودند خود را به قایق غرق شده رساندند و دو تا از همکلاسیها را از روی آب به داخل قایق کشاندند و به ساحل آوردند. حال یک از آنها کمی بهتر بود اما دیگری نه. دوستان شروع به ماساژ قلبی و تنفس دهان به دهان کردند و با آمبولانس به بیمارستان سمیرم انتقال دادند. اما عمر دوست عزیزمان زینب منتظر به دینا نبود و جان به جان آفرین تسلیم کرده بود. دو محیط بانی هم که داخل قایق بودند به ته سد رفته بوده و بعد از دو روز جسدشان را توانستند بیرون بیاورند. ما را به دادگاه سمیروم برده و چند بار به طور جداگانه از ما ازبازجویی کرده بودند. به دانشگاه برگشتیم اما بی زینب. همگی گیج مات بودیم و باور اینکه دوستمان هم اکنون در سرد خانه بیمارستان سمیروم خوابیده برایمان مشکل بود. چگونه به خانواده اشان خبر دهیم . خیلی سخت بود. ....
به یاد زینب منتظر
و لیلی صالحی روحشان شاد و قرین رحمت حق
تصوير شاعرانه ي در خود گريستن راز بلند سوختن عارفانه اي ...

حضرت زهرا دلش از ياس بود قطره هاي اشكش از الماس بود
داغ عطر ياس زهرا زير ماه مي چکانيد اشک حيدر را به چاه ...
گريه آري، گريه چون ابر چمن بر کبود ياس و سرخ نسترن ...
اين دل ياس است و روح ياسمين اين امانت را امين باش اي زمين
نيمه شب دزدانه بايد زير خاک ريخت بر روي گل خورشيد، خاک
مدفن اين ناله غير از چاه نيست جز تو کس از قبر او آگاه نيست
شهادت امام رئوف ، غریب الغرباء ، ضامن آهو ، سلطان سریر ارتضاء ، امام
علی بن موسی الرضا المرتضی
بر تمام شما دوستداران آن حضرت تسلیت باد .
نایب الزیاره همه دوستان خواهم بود

خبر خوش آمدن خانم دکتر زارع با غم از دست دادن پدر عزیزشان همراه شد . . .
مصادف با ۲۱ ماه مبارک رمضان پدری مهربان از جمع زمینی ها به آسمان کوچ کرد . . .
کوچ او پیغامبر داغ جدایی برای دوست عزیزمان بود . . .
خداوند روحش را غریق رحمت و بر عزیزانش صبر و آرامش هدیه فرماید . .
رفعت جان ما را در غم خود شریک بدان.