تست شخصیت.. من شدم 55!

اگر مایلید اطلاعات بیشتری درمورد شخصیت خودتان وخصوصیاتی كه باعث می‌شوند دیگران شما را بیشتردوست داشته باشند پیدا كنید به تست زیربا كمال صداقت پاسخ دهید.این تست جدیدترین تست روان شناسی دركشورآمریكا است.
1-
فرض كنید شما مشخصه صورت كسی هستید,كدام قسمت ازصورت او هستید؟
الف : چین وچروك
ب : لكه
ج : خال زیبایی
د : كك ومك
ت :لبخند

2- دوست دارید چه نوع پرنده ای باشید؟
الف : شباهنگ
ب : جغد
ج : عقاب
د : فلامینگو
ت : پنگوئن

3- كدام یك ازآلات موسیقی را دوست دارید؟
الف: پیانو
ب : ویلون
ج : سازدهنی
د : گیتار
ت : دف

4- كدام یك ازبرنامه های تلویزیونی برای شما جالب تراست؟
الف : اخباروبرنامه های مستند
ب : فیلم های درام وزندگی نامه
ج : هیجانی وپلیسی
د : عشقی وماجرایی
ت : كمدی وكارتون

5- كدام یك ازبازی های شهربازی را بیشتردوست دارید؟
الف : هیچ كدام , من ازشهربازی متنفرم
ب : قطاریا قایق
ج : نمایش واجرای كمدی
د : چرخ وفلك ووسایلی كه سریع می چرخند
ت :ترن های هوایی سریع السیر

6- آیا شما به اشتباهات خودتان می‌خندید؟
الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : برخی مواقع
د: معمولا
ت: همیشه

7- اگردوست شما سربه سرتان گذاشت چه عكس العملی نشان می دهید؟
الف : عصبانی می‌شوید
ب: ناراحت می‌شوید
ج : برایتان جالب است
د: تلافی می‌كنید
ت :چندین برابرتلافی می‌كنید

8- اولین چیزی كه صبح موقع بیدارشدن به فكرتان خطورمی‌كند چیست؟

الف : كارویا تحصیل
ب: مشكلات زندگی
ج : صبحانه
د : روزی كه درپیش دارید
ت : كاری كه تا شب انجام خواهید داد

9- درزندگیتان چه شعاری دارید؟
الف :وقت طلاست
ب: سحرخیزباش تا كامروا باشی
ج : آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
د : زندگی كن وبه دیگران هم اجازه زندگی كردن بده
ت : بی خیال باش , هرچه بادا باد

10- آیا به همه حیوانات علاقه مندید؟
الف : اصلا
ب: تعداد كمی ازحیوانات
ج : برخی ازحیوانات
د: بیشترحیوانات
ت : تمام حیوانات

11- شما لبخند می‌زنید؟

الف : هرگز
ب: به ندرت
ج : گاهی اوقات
د :اغلب
ت : آنقدرزیاد كه برخی فكرمی كنند دیوانه هستم

12- نظردیگران راجع به شما اغلب كدام مورد است؟
الف : بی رحم
ب : سرد وبی احساس
ج :زیبا
د : دوست داشتنی
ت : خوشگذران

13- شما احساس عشق وقدردانی خود را نشان می‌دهید؟

الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : گاهی
د :اغلب
ت : حداكثرتا جایی كه امكان دارد

14- شما اعتقاد دارید كه برای شاداب بودن باید ساعاتی ازروز را منحصرا صرف خودتان كنید؟
الف :اصلا
ب: احتمالا نه
ج : گاهی
د : بله
ت : البته ,تا جایی كه امكان دارد به خودتان می‌رسید

15- آیا زندگی شما بابرنامه ریزی پیش می‌رود
؟
الف : من حتی درتعطیلات هم برنامه ریزی می‌كنم
ب : همیشه برنامه ریزی می‌كنم
ج : بستگی به روزهفته دارد
د :درصورت امكان اجازه می‌دهم كه خودش پیش آید
ت:همیشه بدون برنامه ریزی روزها را طی می‌كنم

حال امتیازات كنارگزینه هایی را كه انتخاب كرده اید جمع كنید.
گزینه الف1 امتیار, گزینه ب 2امتیاز , گزینه ج 3 امتیاز, گزینه د 4 امتیاز, گزینه ت 5 امتیازدارد سپس امتیازات خودتان ازپانزده سوال تست را مطابق با متن های زیرمقایسه كنید.

 جواب تست در ادامه مطلب..

 

ادامه نوشته

غزلی از حافظ.. فال امروز!

ای پیک راستان خبر یار ما بگو

احوال گل به بلبل دستان سرا بگو

ما محرمان خلوت انسیم غم مخور

با یار آشنا سخن آشنا بگو

برهم چو می‌زد آن سر زلفین مشکبار

با ما سر چه داشت ز بهر خدا بگو

هر کس که گفت خاک در دوست توتیاست

گو این سخن معاینه در چشم ما بگو

آن کس که منع ما ز خرابات می‌کند

گو در حضور پیر من این ماجرا بگو

گر دیگرت بر آن در دولت گذر بود

بعد از ادای خدمت و عرض دعا بگو

هر چند ما بدیم تو ما را بدان مگیر

شاهانه ماجرای گناه گدا بگو

بر این فقیر نامه آن محتشم بخوان

با این گدا حکایت آن پادشا بگو

جان‌ها ز دام زلف چو بر خاک می‌فشاند

بر آن غریب ما چه گذشت ای صبا بگو

جان پرور است قصه ارباب معرفت

رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو

حافظ گرت به مجلس او راه می‌دهند

می نوش و ترک زرق ز بهر خدا بگو

 

یاد مهر به خیر


دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن
خورشید همیشه خندان، آسمان همیشه آبی
زمین همیشه سبز و کوههای همیشه قهوه ای
دلم برای خط کشی کناردفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز
برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی
برای گونیا و نقاله و پرگارو جامدادی
دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته

برای اولین زنگ مدرسه
برای واکسن اول دبستان
برای سر صف ایستادن ها
برای قرآن های اول صبح و خواندن سرود ایران اول هفته
دلم برای مبصر شدن ، برای از خوب ، از بد
دلم برای ضربدر و ستاره
دلم برای ترس از سوال معلم
کارت صد آفرین
بیست داخل دفتر با خودکار قرمز
و جاکتابی زیر میزها ، جانگذاشتن کتاب و دفتر
دلم برای لیوان‌های آبی که فلوت داشت
دلم برای زنگ تفریح
برای عمو زنجیر باف بازی کردن ها
برای لی‌لی کردن
دلم برای دعا کردن برای نیامدن معلم
برای اردو رفتن
برای تمرین های حل نکرده و اضطراب آن
دلم برای روزنامه دیواری درست کردن
برای تزئین کلاس
برای دوستی هایی که قد عرض حیاط مدرسه بود
برای خنده های معلم و عصبانیتش
برای کارنامه.... نمره انضباط
برای مُهرقبول خرداد
دلم برای خودم
دلم برای دغدغه و آرزو هایم
دلم برای صمیمیت سیال کودکی ام تنگ شده
نمی دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلند کودکی ام را جا گذاشتم
کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟

بیاد دوست از دست رفته .....مرحوم صالحی

جدا که شدیم
همه به یک احساس رسیدیم

 
تو به “فراغــــــت

ما به “فراقــــت

یک حرف تفاوت که مهم نیست

خــر ما از کره گی دم نداشت

 

حکایت و داستان | جریان خــر ما از کره گی دم نداشت
 
 مردی خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از بیرون کشیدن آن درمانده.
 مساعدت را (برای کمک کردن) دست در دم خر زده قوت کرد (زور زد).
دم از جای کنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست که ” تاوان بده !”
مرد به قصد فرار به کوچه ای دوید، بن بست یافت. خود را به خانه ایی درافکند.
زنی آن جا کنار حوض خانه چیزی می شست و بار حمل داشت (حامله بود). از آن هیاهو و آواز در بترسید، بار بگذاشت (سقط کرد). خانه خدا (صاحب خانه) نیز با صاحب خر هم آواز شد.

مرد گریزان بر بام خانه دوید. راهی نیافت، از بام به کوچه ای فروجست که در آن طبیبی خانه داشت.
جوانی پدر بیمارش را به انتظار نوبت در سایه دیوار خوابانده بود؛ مرد بر آن پیر بیمار فرود آمد، چنان که بیمار در جای بمرد. پدر مرده نیز به خانه خدای و صاحب خر پیوست!

مرد، همچنان گریزان، در سر پیچ کوچه با یهودی رهگذر سینه به سینه شد و بر زمینش افکند.
پاره چوبی در چشم یهودی رفت و کورش کرد. او نیز نالان و خونریزان به جمع متعاقبان پیوست!

مرد گریزان، به ستوه از این همه، خود را به خانه قاضی افکند که ”دخیلم! “.
قاضی در آن ساعت با زن شاکیه خلوت کرده بود.
چون رازش فاش دید، چاره رسوایی را در جانبداری از او یافت و چون از حال و حکایت او آگاه شد، مدعیان را به درون خواند.

نخست از یهودی پرسید.
گفت: این مسلمان یک چشم مرا نابینا کرده است. قصاص طلب می کنم.
قاضی گفت: دیت مسلمان بر یهودی نیمه بیش نیست.
باید آن چشم دیگرت را نیز نابینا کند تا بتوان از او یک چشم برکند!
و چون یهودی سود خود را در انصراف از شکایت دید، به پنجاه دینار جریمه محکومش کرد!

جوان پدر مرده را پیش خواند.
گفت: این مرد از بام بلند بر پدر بیمار من افتاد، هلاکش کرده است. به طلب قصاص او آمده ام.
قاضی گفت: پدرت بیمار بوده است و ارزش حیات بیمار نیمی از ارزش شخص سالم است. حکم عادلانه این است که پدر او را زیر همان دیوار بنشانیم و تو بر او فرود آیی، چنان که یک نیمه جانش را بستانی!
و جوانک را نیز که صلاح در گذشت دیده بود، به تأدیه سی دینار جریمه شکایت بی مورد محکوم کرد!

چون نوبت به شوی آن زن رسید که از وحشت بار افکنده بود، گفت: قصاص شرعاً هنگامی جایز است که راه جبران مافات بسته باشد. حالی می توان آن زن را به حلال در فراش (عقد ازدواج) این مرد کرد تا کودک از دست رفته را جبران کند. طلاق را آماده باش!
مردک فغان برآورد و با قاضی جدال می کرد که ناگاه صاحب خر برخاست و به جانب در دوید.

قاضی آواز داد: هی! بایست که اکنون نوبت توست!
صاحب خر هم چنان که می دوید فریاد کرد: مرا شکایتی نیست. محکم کاری را، به آوردن مردانی می روم که شهادت دهند خر مرا از کره گی دم نبوده است...!

عید سعید فطر مبارک..

کل عام و انتم بخیر..

اخلاق اربابي و اخلاق بردگي

سلام به همه، عيد شما مبارك و طاعاتتون قبول

داشتم يه مجله علمي رو مي خوندم كه به اين مطلب برخوردم و ازش لذت بردم، اين بود كه گفتم به رسم عيدانه تقديمش كنم به شما. اميدوارم موفق و مويد باشيد.

 

اخلاق اربابي يا اخلاق بردگي ؟

 

كارل گوستاو يونگ (روانشناس شهير سوئيسي و از شاگردان معروف زيگمون فرويد كه بعدها در بحث ناخودآگاه جمعي از او جدا شد) بر اين باور است كه اخلايونگ در سال 1910ق دو جور است: اخلاق بردگي و اخلاق اربابي.

اخلاق بردگي يعني همين چيزي كه 90 درصد مردم به آن اعتقاد دارند؛ اخلاقي كه مي گويد در مهماني ها و جمع فاميل در هر شرايطي (حتي اگر مسخره ات مي كنند) لبخند بزن، اگر عصباني مي شوي ، حتي براي ظلمي كه به تو رفته، خوددار باش و فرياد نكن. وقتي دختر عمويت بچه دار مي شود برايش كادو ببر، وقتي دوستت ازدواج مي كند به او تبريك بگو؛ و از همه مهمتر وقتي از كسي خوشت نمي آيد موضوع را مستقيم به او حالي نكن. براي آنكه همسر، برادر ، و ساير نزديكانت ناراحت نشوند، عقايد و احساساتت را سانسور كن، براي به دست آوردن تاييد و تحسين اطرافيان ، لباسي را كه دوست داري نپوش و خلاصه اينكه در يك كلام همرنگ و همراه و هم مسلك جماعت باش ...

اما اخلاق اربابي ، كاملا متفاوت است. افرادي كه به اخلاق اربابي پايبندند، از نظر روانشناسي آدمهايي هستند كه به بالاترين حد از بلوغ رواني رسيده اند و قوانين اخلاقي را نه از روي ترس از خدا و جهنم و قانون و پليس و همسر و پدر و مادر، و نه به طمع پاداش و تشويق اجتماعي، كه بر مبناي وجدان خودشان تعريف مي كنند. البته وجدان شخصي اين افراد ، مستقل، بالغ، صادق، و سالم است؛ اهل ماست مالي و لاپوشاني نيستند؛ صريح و بي پرده هستند و با هيچكس، حتي خودشان، تعارف ندارند. بزرگترين معيار خالقان اخلاق اربابي براي اعمال و رفتارشان رسيدن به آرامش و رضايت دروني است. اخلاق اربابي مرزهاي وسيع و قابل انعطافي دارد و هرگز خشك و متعصب نيست.

براي توده هايي كه مقيد و ماخوذ به اخلاق بردگي هستند، اخلاق اربابي، گاه زيبا و تحسين برانگيز، گاهي گناه آلود و فاسد و در اكثر مواقع گنگ و نامقهوم است.

يونگ مي گويد:« افرادي كه به اخلاق اربابي رسيده اند، تاوان اين بلوغ را با تنهايي و طردشدگي پس مي دهند. آنها به رضايت دروني مي رسندولي هميشه براي اطرافيانشان، دور از دسترس و غير قابل درك باقي مي مانند.»

حالا بد نيست از خودمان بپرسيم:« دوست داريم ارباب باشيم يا برده؟!»

  چه کسي راز عدد 12 را مي داند؟

 لا اله إلا الله       12 حرف

  محمد رسول الله   12 حرف

 
 النبي المصطفى     12حرف

 
 الصادق الأمين      12 حرف
 
 أئمة أهل البيت     12 حرف

  أمير المؤمنين      12 حرف

  فاطمة الزهراء    12 حرف

 الحسن والحسين     12حرف

و آنها12 امام هستند

 امام اول   = علي بن ابي طالب    12حرف

 امام دوم   =  الحسن المجتبى      12 حرف

 امام سوم   =  الحسين الشهيد     12 حرف

 امام چهارم =   الإمام السجاد     12 حرف

 امام پنجم   = الإمام الباقر       12 حرف

 امام ششم  = الإمام الصادق    12 حرف

امام هفتم   =   الإمام الكاظم      12 حرف

امام هشتم  =   الإمام الرضا     12 حرف

 امام نهم   =  الإمام الجواد      12 حرف

امام دهم    =  الإمام الهادي     12 حرف

امام يازدهم =  الحسن العسكري    12 حرف

 امام عصر =  القائم المهدي      12 حرف

خليفه ي انبياء=  خاتم الوصيين     12 حرف
 هؤلاء الاطهار    12 حرف

  سادة أهل الجنه    12حرف

 محبهم مؤمن تقي    12 حرف

 عدوهم كافر شقي    12 حرف

لحظه ها را گذرانديم تا به خوشبختي برسيم غافل از اينکه خوشبختي همان لحظاتی بود که گذرانديم

هر کسی دنیا را از زاویه دید خودش می بینه..