سلام به همه دوستان عزیز. درباره سوال خودم باید بگم که هیچ وقت برای سر کار رفتن درس نخوندم و دانشگاه نیومدم.دانشگاه رو دوست داشتم به خاطر تجربه محیط جدید و بچه ها و کارهای جدیدتر و شاید مفیدترالبته الان که به گذشته و 10-15 سال قبل فکر می کنم می بینم همه چیز برام در حد شوخی بوده از کارو درس و  و....واگر تجربه الان رو اون موقع داشتم شاید تصمیم های بهتری می گرفتم.ولی چون مامان خودم دبیر بود و وقتی از مدرسه بر می گشتم خونه نبود ،تاریکی و غم اون لحظه ها رو که باید صبر می کردم تا ببینمش هیچ وقت یادم نمیره و هیچ وقت دلم نمی خواست دختر خودم این لحظه ها را تجربه کنه.برای همین یکی دو ترم تریس می کردم ولی وقتی دخترم بزرگتر شد هم به خاطر اون هم به خاطر درس همسرم کار را گذاشتم کنار و الان مشغول تمرین بهشت زیر قدم های مادران است هستم !!یعنی مشغول خانه داری و بچه داری.

سلام دوستان

یک سوال داشتم.شمادر دوره دانشجویی فکر می کردید اینده کاریتون چطوریه؟و بعد الان چطوریه؟به همه ارزوهاتون در این زمینه رسیدید؟

سلام به همه دوستان هر وقت این وبلاگ را می بینم و نوشته های گذشته را مرور می کنم نمی دانم چرا یاد روز قیامت و کارنامه اعمال خودم می افتم  و اینکه میشه در عرض چند ثانیه تمام لحظات یک عمرت را ببینی. و از همه بدتر اینکه با وجود معلوم نبودن وقت رفتن اکثر انسان ها ازجمله خودم اصراری به تغییر خودمان نداریم. فقط از همه می خواهم گاه گداری به یاد از دست رفتگان هم باشند و برای بخشایش اونها دعا کنند.از جمله لیلی عزیز و از خدا برای بازماندگان انها صبر درخواست کنند.همین طور برای بچه های کوچکشان خیلی دعا کنیم. متشکرم.

سلام به همه دوستان خوب.

در واقع از امروز من هم سعی می کنم به صورت فعال وارد دنیای ارتباطات و تکنولوژی بشوم. خدمت همه دوستان عرض کنم که من همچنان همان کارشناس ارشد سابق ! هستم تا بعد.... و در ضمن همه تولدها ،ازدواج ها، قبولی ها و مسوول یک ،قدم نورسیده شدن ،ها را با  کمی تاخیر تبریک می گم. امیدوارم همه همیشه خوب باشید و بیشتر همدیگه را مجازی! زیارت کنیم. در ضمن خانم نماینده : 1- تبریک  2- کتاب شهید چمران شما اینجا ست. چطور به دستتون برسونم هر چند خیلی دوستش دارم؟!