سلام به همه دوستان عزیز. درباره سوال خودم باید بگم که هیچ وقت برای سر کار رفتن درس نخوندم و دانشگاه نیومدم.دانشگاه رو دوست داشتم به خاطر تجربه محیط جدید و بچه ها و کارهای جدیدتر و شاید مفیدترالبته الان که به گذشته و 10-15 سال قبل فکر می کنم می بینم همه چیز برام در حد شوخی بوده از کارو درس و و....واگر تجربه الان رو اون موقع داشتم شاید تصمیم های بهتری می گرفتم.ولی چون مامان خودم دبیر بود و وقتی از مدرسه بر می گشتم خونه نبود ،تاریکی و غم اون لحظه ها رو که باید صبر می کردم تا ببینمش هیچ وقت یادم نمیره و هیچ وقت دلم نمی خواست دختر خودم این لحظه ها را تجربه کنه.برای همین یکی دو ترم تریس می کردم ولی وقتی دخترم بزرگتر شد هم به خاطر اون هم به خاطر درس همسرم کار را گذاشتم کنار و الان مشغول تمرین بهشت زیر قدم های مادران است هستم !!یعنی مشغول خانه داری و بچه داری.
+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 16:34 توسط لیلا فتحی
|
امیدوارم در همه حال شاد و سرزنده باشید ، حضورتان را در وبلاگ خودتان خیر مقدم عرض می کنم ، یاد و خاطره دوست درگذشته و عزیزمان زنده یاد مهندس صالحی را گرامی می داریم و شما دوستان را به همدلی بیشتر دعوت می کنیم.