سلام

این خاطره را برای اقای نظری زنده میکنم. اگر یادش باشد

اقای نظری یادم هست روزی در دانشگاه یزد فکر کنم نزدیک امتحان فوق بود کنار درختای کاج اون خیابان اصلی دانشگاه یک جایی سمت چپ مسیر منحنی جدا میشد میرسید به نمازخانه. اونجا ما همدیگر را دیدیم و راجع به امتحان و جزوه صحبت کردیم. به من گفتید که جزوه های تهران را دارید. من گفتم خوب به من هم بدید اگر امسال هم نشد برای سال دسگه بخونم. یادمه با همه حجب و حیایی که ازتون سراغ داشتم گفتید میفروشمش. اونم بعد امتحان. یادتون میاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

البته قصد و غرضی نداشتم. فقط تجدید خاطراتی که شاید اصلا در ذهن شما جایی نداشته بود.

راستی این رشته ای که شما خوندید چیه؟