حافظ
ما ز یاران چشــــــــم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتــــــیم
تا درخت دوسـتی کی بر دهــــــــد
حالیا رفتــــــــــیم و تخمی کاشتیم
گفتـــــــــــــــگو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجــــــــــــــراها داشتیم
شیوه چشمت فــریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صــــــلح انگاشتیم
نکتــه ها رفت و شکایت کس نکرد
جانب حرمت فـــــــــــرو نگذاشتیم
گلبن حسنت نه خود شـد دلفریب
ما دم همت بر او بگمــــــــــاشتیم
گفت خود دادی بما دل حافظـــــــا
ما محصــــــل بر کسی نگماشتیم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 9:46 توسط امیر ساکت
|
امیدوارم در همه حال شاد و سرزنده باشید ، حضورتان را در وبلاگ خودتان خیر مقدم عرض می کنم ، یاد و خاطره دوست درگذشته و عزیزمان زنده یاد مهندس صالحی را گرامی می داریم و شما دوستان را به همدلی بیشتر دعوت می کنیم.