سلامی در فراق
من باورم نمی شد ، صبح شنبه همراهم زنگ زد ، خواهرم ، خانم مشایخی بود . از پشت خط خبری داد که پشتم لرزید . می گفت آن مرحومه چند روزی در نزدیکی عید نوروز دچار کسالت شده ، ظاهرا ً پزشکان نتوانستند به دادش برسند و .... او پر کشید .
در این ابتدای سال ، داغ دوستی قدیمی و مهربان را داشتن سنگین است . با خود گفتم کاش هیچ وقت وبلاگ را راه نینداخته بودم ، می خواستم از خوشی بگویم نه از رنج ، می خواستم تا مرهمی باشد بر دوری ها ، و نه نمکی بر زخم فراق . اما چه باید کرد که تقدیر الهی لاجرم هر آنچه گمان می کنیم رقم نمی زند . اکنون در آستانه دومین سال از گردهمایی مجددمان ، باید بگرییم بر دوری دوستی که چه ساده از میانمان رفت . کلمات قاصرند از بیان غم .....
خدایش رحمت کند ....
پنجشنبه شب ، از این راه دور ، پس از نماز مغرب و عشا ، در یادبودش به سوگ می نشینیم .
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 23:39 توسط جواد نوائیان رودسری
|
امیدوارم در همه حال شاد و سرزنده باشید ، حضورتان را در وبلاگ خودتان خیر مقدم عرض می کنم ، یاد و خاطره دوست درگذشته و عزیزمان زنده یاد مهندس صالحی را گرامی می داریم و شما دوستان را به همدلی بیشتر دعوت می کنیم.