سلام دوستان نازنین
شعر زیبای استاد شفیعی کدکنی. این شعر منو می بره به خاطرات دوران دانشجویی.یادم همیشه مهندس ساکت تو خوابگاه این شعر رو برامون زمزمه می کردند.سلام بر مهندس
به کجا چنین شتابان
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
ز غبار این بیابان
هوس سفر نداری؟
همه آرزویم اما … چه کنم که بسته پایم
چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد، بجز این سرا، سرایم
سفرت به خیر اما
تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت، به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
برسان سلام ما را
برسان سلام ما را
سلام ما را…
دکتر شفیعی کدکنی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۸۸ ساعت 9:44 توسط طالب رهی
|
امیدوارم در همه حال شاد و سرزنده باشید ، حضورتان را در وبلاگ خودتان خیر مقدم عرض می کنم ، یاد و خاطره دوست درگذشته و عزیزمان زنده یاد مهندس صالحی را گرامی می داریم و شما دوستان را به همدلی بیشتر دعوت می کنیم.