مهندسین محترم... سلام

دوستان گلم ... سلام

خواهر و برادرای عزیزم ... سلام

اصلا سلام به همه چیز و همه کس، سلام به ابرهايي كه از بالاي سرمون در حال رد شدن و سلام به رزهاي توي باغچه‌مون كه كم كم دارن شال و كلاه ميكنن و از سرما گوشه ای كز كردن اما باز زيبا هستند و با طراوت.

سلام به گنجشكهايي كه توي اين فصل پاييز در حال جيك جيك كردن هستن و براي يه لقمه نون عالم و آدم رو روي سرشون گذاشتن.

سلام به پرستوهايي كه در حال كوچ  به شهري گرمتر و آرومتر هستن، شايد به شهري بيان كه شما اونجا هستين، پس اگر ديدينشون مطمئن باشين شوق ديدار با شما را به سويتان راهي كردم ... 

و بالاخره سلام به تمام عزيزاني كه تيك تيك لحظات شيرين با اونها بودن هرگز از آستانه شنوايي خارج نميشه و با هر گام قلبم يادي و خاطره‌اي در مقابل ديدگان مشتاقم  تداعي ميشه.

عزيزان گلم همونطور كه قول دادم چند عكسي رو كه خانم مهندس نماينده فرستاده بود رو خدمتتون معروض ميدارم، هر چند عكسهاي بيشتري فرستاده بودند اما بخاطر اينكه قرار شد عكسهاي خواهران نازنين را نذاريم لذا فقط آقايون رو ميذارم.

عكس اول: 

اين عكس در اردوي جنوب گرفته شده (از راست: مهندس سرهنگ زاده، دكتر حكيمي، دكتر اخوان و جناب دكتر علمي تشريف دارن اشتباه نكنم اينجا دامنه كوه گنو هست)

 

عكس دوم: 

 اين عكس هم از اردوي شمال هست (كه جناب دكتر حكيمي در حال دادن يك كيسه از نمونه برداري گياهي به يك عزيزي رو نشون ميده لازم به ذكر هست كه كلا اين عزيز فقط دستش افتاده يه وقت فكر نكنين من حذفش كردم)

 

عكس سوم:

 اين هم عكسي از اردوي جنوب كه در منطقه گنو گرفته شده (از راست خودم، جناب مهندس ساكت، جناب دكتر علمي و يه سه چهارتايي امامزاده) يه خاطره از اين عكس: زماني كه قرار شد از كوه گنو به پايين بريم متاسفانه ماشينها ظرفيتش پر شد و ما چند نفر مجبور شديم قدم رنجه فرمائيم و با پاي پياده خار مغيلان رو به جان بخريم و به مسير پر سراشيبي ادامه دهيم، اما شيرين بود. يادش بخير...

البته اين عكس آخري رو آزمايشي گذاشتم اگر دوستان موافقت كنن خانمها رو اينجوري بزاريم من مشكلي ندارم ميتونم عكس بيشتري بزارم و ضمنا خانمها هم معلوم نيستن، باز تاكيد ميكنم بصورت آزمايشي، فردا يكي در نياد بگه به خانمهاي مهندس توهين شدا؟!!)