سلام سلام صدتا سلام، ديرام دارام ديرام دارام


با سلامي به گرماي آتش ذغالي گل كرده كه در يك روز تابستان بذارن كف دستتون و بعدش چهار دست و پا بزنن پس گردنتون و با پوزخندي شيطنت آميز بگن شوخي كرديم نازنين... و شما هم توي رودربايستي بگين مهم نيست بابا ناراحت نشدم.
اميدوارم خوب و سرحال و سالم و شاداب باشيد.
امروز هم باز من اومدم و البته با دستي پر، براتون سه تا عكس آوردم از اون روزهاي اول دانشجوني كه داخل اين عكسها برادراي گل و دوستان خوبم توش هستند.
قبل از اينكه شروع به گذاشتن عكسها بكنم و البته شما قبل از ديدن عكسها يه پيشنهادي خدمت دوستان دارم كه يكيش از خودمه يكيش از بابا جواد.
بابا جواد نوائيان پيشنهادي داده بودند كه برخي عكسهايي كه نميشه اينجا گذاشت به ايميل دوستان بفرستيم كه البته به نظرم پيشنهاد خوبيه به شرطي كه همه همكاري كنن و البته استقبال بشه كه تا اين تاريخ فقط يك نفر اون هم جناب طالب گل استقبال كرده كه خوب با يك گل بهار نميشه...
و اما پيشنهاد من، دوستاني كه عكسهايي دارن و دوست دارن به اشتراك بزارن ميتونن اونها رو اسكن كنن و به جيميل من alahosseini@gmail.com بفرستن تا پس از اصلاح كردن و احيانا ترميم رنگ و اندازه با اسم خودشون توي وبلاگ بزارم و البته كلي هم ازشون تعريف و تمجيد خواهد شد.
هر چند با اينهمه استقبالي كه شده بعيد ميدونم كسي عكسي بفرسته اما خب، انداختن سنگي بود تو تاريكي شايد توي سر يكي خورد، خدا رو چه ديدي؟!!
و اما عكسها، بببينيد و حال كنيد و دعايي به حال ما بكنيد، شايد خدا رو خوش آمد:
عكس اول:

اين هم از اون عكسهاي خوشكل هست (دوستان حاضر از راست به چپ : اوس غلام محمدي، جناب رحيم آقاي نظري، بابا جواد نوائيان، عليآقاي خاني، و اينجانب و اون شاخ شمشادي هم كه مثل مرغ هما بر شانه فلاكس چايي نشسته اميدآقاي كريمي هستند. (منطقه ده بالاي يزد سال 1377)
عكس دوم:

اين عكس كه ديگه ناب نابه خيليها توش هستند، هر چند اسم بعضيها رو فراموش كردم... اما برا خودش يه تيكهايه بخدا...
عكس سوم:

اين عكس هم كه حكايتي داشتيم باهاش: اون هم براي چاپش حدود 13 نفر اسم نوشته بودند (كه اسمشون رو نميگم چون تماثيل بي مثالشون جلوي چشماي نازنينتون هست) اما هيچكي نگرفتش و رفت توي پاچمون، جالبش اينجاست كه توي عكس 12 نفر بيشتر نيستن حالا اون يكي اضافه رو نفهميدم كيه... اگر دوستان اين عكس رو بخوان به اندازه كافي و وافي موجود داريم. يكي از زيبائيها و منحصر به فرد بودن اين عكس اينه كه در اين عكس خاص، بابا جواد در حال غزلخواني و آواز هستند عين شجريان وقتي سنتي ميخونه، خداييش عكس آنتيكيه چون كمتر پيش مياد از آوازه خواني بابا جواد بشه عكس گرفت... هر چند اون موقع بچه ها متاسفانه گوهر شناس نبودن و همونطور كه در عكس پيداست كسي توجهي به اينهمه استعداد نداشته و همه ترجيح دادن به دوربين نيگاه كنن تا هنرنمايي آقا جواد گل اما آقا جواد فراغ از تعلقات دنيوي و مادي نواي دلنشينشان را در فضا پراكندند...
در هر صورت دوستان اين هم از پست امشبمون اما بي شوخي و جداي از اين ماجراها متاسفانه دوستان سر ميزنن اما دريغ از يك پيغام.
سخني جدي با دوستان:
گلايه من از دوستاني نيست كه نميتونن بيان چون خوب خيليها شايد به اينترنت دسترسي ندارن يا مشكلاتي در استفاده از آن دارند اما گلايه من از دوستاني است كه ميان اما هيچ مشاركتي ندارند و كم لطفي ميكنن.
بخدا نميخواد پست بزارين يا مطلب بنويسين حداقل اسمتون رو بنويسين و سلامي بكنين، اينجوري هم دوستان تشويق ميشن و هم دوباره كم كم جمعون جمع ميشه.
توي پستهاي قبلي خوندم كه خيليها از نيومدن من شكايت داشتن و حتي در برخي پستها من رو به ترس و مخفي شدن متهم كردن، مهم نيست كه چه اتفاقي افتاده و يا چرا برخي وقتها نمي تونم بيام اما اگر قرار باشه فقط من متن بنويسم و پست بدم و بقيه مشاركت نكنن كه نميشه، بخدا منم گرفتاري دارم، كار دارم و مشكلات خاص خودم اما باز سر ميزنم و با دوستان قديمي يه خوش و بشي ميكنم.
و اما گلايه دوم كه از روز اول هم داشتم سردي حاكم بر مطالب و كلا وبلاگ هست خيلي سعي كردم يك تحركي و گرمايي ايجاد كنم اما متاسفانه هيچ تاثيري نداشت بلكه اين سردي حاكم واقعاً برخي وقتها آزار دهنده ميشه.
بابا ما همه با هم مثل يك خانواده هستيم با هم زندگي كرديم، خنديديم و گريه كرديم.
جون علا ميتونيم با هم گرم تر بشيم و دوستانه و صادقانه صميمي باشيم.
نميدونم چرا هنوز سايه غربت و نا آشنايي بر سر روابط و گفتگوهاي ماست. در هر صورت اين هم حرفي بود كه توي دلم جمع شده بود ريختمش بيرون اما انصاف نيست كه بعد از دوستي سردي بينمون حاكم بشه و بعد از آشنايي غربت.
دوستتان دارم و اميدوارم هميشه كنار هم باشيم و توي قلب هم، حتي اگر قرار باشه همديگه رو نبينيم.
نظر هم ندادين مهم نيست، ديگه عادت كرديم.
امیدوارم در همه حال شاد و سرزنده باشید ، حضورتان را در وبلاگ خودتان خیر مقدم عرض می کنم ، یاد و خاطره دوست درگذشته و عزیزمان زنده یاد مهندس صالحی را گرامی می داریم و شما دوستان را به همدلی بیشتر دعوت می کنیم.