گفتم اين شب جمعه‌اي يه حالي به شما بدم و با حضور گرم  و سرشار از خوبيهاي خودم به زندگي پوچ و بي سرو تهتان يه سر و تهي بدم و معنايي، مفهومي و هدفي به اين عمر گذراتون ببخشم عينهو لايحه يارانه ها، هدفمندتون كنم و براتون يه بهانه‌اي براي ادامه زندگي ايجاد كنم...

حالا استفاده كردن يا نكردنش پاي خودتون، اينش برام مهم نيست، فقط مهم براي من عدالت محوري و مهرورزي هست درست مثل همين چيزا كه اين روزا مد شده و به زور خيلي چيزا دارن به خوردمون ميدن حتي بدون يه ليوان آب روش.

در هر صورت شب جمعه هست و شب انتظار ، به قول معروف شايد فردا بيايد، شايد ...

شايد هم نيايد. در هر دو صورت زندگي ادامه دارد چون اگر بيايد كه خلاصيم  و مي تونيم بعدش بگيم داريم زندگي ميكنيم و اگر نيايد همين آش است و همين كاسه و از آنجايي كه جناب خر ما از كرگي دم نداشته و شتر بخت هم هيچوقت دم خونه ما نميخوابه اميدي به حل امور نداريم مگر معجزه اي و چيزي بشود كه آنهم با اوضاع كنوني بعيد است البته آنهم اگر بگذارند.

سیخ مخصوص کباب است اگر بگذارند
 عـلم هم توی کـتاب است اگــر بگذارند 

زنـــده بر روی زمین است اگـــر بگذارند
مرده هم توی زمین است اگـــر بگذارند

در هر صورت وظيفه ما حال دادن به شما به رسم سنت شبهاي جمعه بود كه داديم البته از جنس صله رحم و ديد و بازديد و اين‌هاست...!!!!

به اســــم آشـنايي رفــــاقتي به پا کـــردين

به نام اون رفاقت ديدين با من چه ها کردين

والا همينه، در كنار شما نه راه پيش داريم نه راه پس!!
دليلش هم اينه كه اگه بريم ميگين چقدر بي معرفت و نامرده، اگرم سختي  موندن رو بر تن نازنينمون بخريم و با صد اميد و آرزوي واهي بمونيم يه محلي، سلامي هم نميكنين هيچ نيگامونم نمي كنين.

دل من دير زماني است كه ميپندارد:
دوستي نيز گلي است...
مثل نيلوفر و ناز
ساقه ترد ظريفي دارد
بي گمان سنگدل است آنكه روا ميدارد
جان اين ساقه‌ي نازك را
ــ دانسته ــ
بيازارد


مهم نيست، اصلا مهم نيست...
هي قدر ندونين، هي محل نذارين.
حالا منتظر بمونين تا ببينين يه روز يه گوهر ارزشمندي از كفتون رفت اونوقت بايد توي كفش بمونين و حسرت بخورين، اگرم باور ندارين مي تونين برين توي كوچه درو ديوار محلتون رو ببينين كه چقدر اعلاميه فوت و مرگ و اينا رو زدن...

اون وقت هست كه بايد با خودتون خلوت كنين و فكر كنين كه اگر يه روزي خدايي نكرده يه ماشيني، اتوبوسي، موتوري، چيزي يهو زد بهتون و زرتي روح از كالبدتون مثل كنتور  سه فاز زد بيرون  و همون شب اول قبرتون آقايان منكر و نكير با گرز و چماق اومدن سر وقتتون اونوقت هست كه قدر هم صحبتي با من رو با تمام وجودتون درك مي كنين و حسرتش رو ميخورين و البته كاري هم از دستتون بر نمياد.
چـــیزی بگو بــــگذار تا هـــم‌صــحبتت باشم
لـــــــختی حریف لـــحظه های غربتت باشم

در خوابی و هنگام را از دست خواهی داد

مـــعشوق من ! بـــگذار زنگ ساعتت باشم

الهي خفه شيد، امشب هم كلي حال داديم مجاني و بي هيچ دست آوردي، خدا وكيلي اينهمه استعداد بي خود داره بين شما بي هنرا همينجوري هدر ميره و جلوي چشمان بي مهرتون به فنا ميره ياد يه شعري از خودم افتادم كه البته امشب  دوبيتش رو بيشتر نميزارم شايد يه روز همش رو براتون گذاشتم:

صبر قليانست و آبش اشك چشمم

آتشش غم، مجمرش از دل بپا شد

بس كه من قليان كشيدم در فراقت

عــــاقبت عمرم همه دود هـــوا شد

آقا بهتره همون قليون خودمون رو بكشيم و بي خود خودمون رو اينجا علاف نكنيم كه از قديم گفتن زندگي دو روزه، بي خود هدرش نديم... قر قر قرررررررررررررر