ارزشیابی . . .
پسر کوچکی وارد داروخانه شد و به سمت تلفن رفت وشروع کرد به گرفتن شماره مسئول داروخانه متوجه پسر بود و به مکالمات او گوش می دادپسرک پرسید :خانم می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمنها را به من بسپارید . زن پاسخ داد کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد . پسرک گفت:
ولی من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام می دهم زن در جوابش گفت ولی من از کار او راضیم .پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد خانم من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت . مجدد زن پاسخش منفی بود . پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت گوشی را گذاشت . مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت : پسر از رفتارت خوشم میاد به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم . پسر جوان جواب داد : نه ممنون من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 15:9 توسط فاطمه السادات نماینده
|
امیدوارم در همه حال شاد و سرزنده باشید ، حضورتان را در وبلاگ خودتان خیر مقدم عرض می کنم ، یاد و خاطره دوست درگذشته و عزیزمان زنده یاد مهندس صالحی را گرامی می داریم و شما دوستان را به همدلی بیشتر دعوت می کنیم.