یادی بر گذشته
من در این غربت و تنهایی تلخ در پس کوچه خاموش فراموشیها از غم دوری تو
وزدلواپسی رفتن تو می لرزم دشت خاکی دل از سبزه تهی است
دلم از شادی لرزان است همه جا از سفرت ویران است دل من صد افسوس
صبح کافوری را هیچ باور نکند ای طلوع طپش فاصله ها:من ز دلتنگی حجم هجرت
من ز آشفتگی این وحدت جمع
و ز تنگی قفس می تر سم
سفرت وسعت زجر آور نزع مرو ای ساقی عشق
مرو ای منشا الهام غزل
هجرتت رشته جان می گسلد.
این بخشی از همون دکلمه ای بود که بنده در روز جشن فارغ اتحصیلی خوندم اصلا کسی یادش بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 7:11 توسط جواد نوائیان رودسری
|
امیدوارم در همه حال شاد و سرزنده باشید ، حضورتان را در وبلاگ خودتان خیر مقدم عرض می کنم ، یاد و خاطره دوست درگذشته و عزیزمان زنده یاد مهندس صالحی را گرامی می داریم و شما دوستان را به همدلی بیشتر دعوت می کنیم.