شما یاران حق و برادران دینی هستید و سپر های بازدارنده در روز نبردید. شما محرم اسرار من می باشید نه مردم دیگر.  من به نیروی شما بر پیکر آنان که به حق پشت می کنند ضربه می زنم و به فرمانبرداری آنان که به حق روی می آورند امیدوارم. پس مرا با خیر خواهی عاری از هر خیانت و سالم از هر شک یاری رسانید که به خدا قسم من سزاوارترین مردم به رهبری مردم هستم.

 

این روزها  گوش خوابانده ام به شنیدن آوایی از این دست

این روزها بسیار در تکاپو بودم

در تکاپوی گام های با اطمینان

در جستجوی راه های سنگلاخ اما راست

این روز ها باور برق چشم ها در هوای گرگ و میش دشت

-فرق آدمیزاد و گرگ ها-

کاری غیر ممکن بود

کاش جوهر قلم ها

می خشکید

کاش ناگزیر

آفریده نمی شد!

جوهر قلمم را به راست تر

وا داشته ام

اما

قلم های بسیاری در کار است

این روز ها بسیار

حرف در گلو داشته ام

این روز ها

بسیار

رنج دیده ام

امیدم به انعکاسی است که با گذر زمان

از افتادنم در دریایی مرده

موج خواهد زد . . .