از بین تمام کارتون های بچگی ها مسافر کوچولو متفاوت تر از بقیه توی ذهنم مونده چون فقط تیتراژش را یادمه!!

اون موقع ها چیزی ازش نمی فهمیدم و بالطبع چیزی هم از ماجراهاش یادم نمونده.

 چهره معصوم و خیلی مهربون مسافر کوچولو با اون شال گردن بلندش و سیاره اختصاصی و گل سرخی که توی یه حباب نگهش می داشت و غرور و نازش را تحمل می کرد همه چیزیه که به یاد دارم.

امروز با لینک جالبی برخوردم :

داستان شازده کوچولو نوشته آنتوان دو سن‌تگزوپه‌ری 

با  برگردان احمد شاملو

اگه شما این داستان را نخوندید و مثل من هنوز کنجکاویتون راجع به کارتون های زمان کودکی سر جاشه پیشنهاد می کنم لینک را ببینید:

شازده کوچولو