جوانمرد
روایت سی و یکم:
عالمان دلشوره داشتند از ملاقات با خدا
روز و شب و شب و روز علم می اندوختند.
زاهدان دلشوره داشتند از ملاقات با خدا
روز و شب و شب و روز زهد می ورزیدند.
عابدان نیز همین گونه بودند و عبادت بر عبادت می افزودند.
جوانمرد اما دلشوره نداشت. ذوق داشت و شوق داشت
پاکی جمع می کرد برای روز ملاقات و می گفت شما علم و زهد
و عبادت جمع می کنید
اما من پاکی و بی باکی
زیرا آن عزیز پاک است و بی باک
قرن هاست که عالمان و زاهدان و عابدان و جوانمردان می آیند و می روند
و ما همچنان نگاه می کنیم و نمی دانیم برای آن عزیز کدام عزیزتر است؟
علم و زهد و عبادت یا پاکی و بی باکی!
راهی که به بهشت می رود نزدیک است
من به آن راه دور دست می روم راهی که تنها به خدا می رسد . . .
بر گرفته از کتاب: جوانمرد نام دیگر تو نوشته عرفان نظر آهاری
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۸۷ ساعت 0:13 توسط فاطمه السادات نماینده
|
امیدوارم در همه حال شاد و سرزنده باشید ، حضورتان را در وبلاگ خودتان خیر مقدم عرض می کنم ، یاد و خاطره دوست درگذشته و عزیزمان زنده یاد مهندس صالحی را گرامی می داریم و شما دوستان را به همدلی بیشتر دعوت می کنیم.