یک سبد لبخند
این هم چندتا جک قشنگ به مناسبت ولادت با سعادت سرکار خانم مهندس نادری:

ـ به پشه ميگن: چرا زمستون پيداتون نيست؟؟؟ ميگه: نه اينکه تابستونا خيلي برخوردتون خوبه
ـ یه عزیزی قاشق قاشق ماست مي ريخته تو رودخونه بعد يكي ميياد ميگه چي کار مي کني؟ اون عزیز مي گه دارم دوغ درست مي کنم! بهش ميگه همينه که مي گن خري ديگه،آخه اين همه دوغ رو کي مي خواد بخوره؟
ـ به یه مادر بزرگ ميگن :ننه ؛ شوهرت بديم يا بفرستيمت مکه؟؟ميگه: ننه ؛ مکه که فرار نميکنه .
ـ يكي داشته یه نازنینی رو ميزده و هي داد ميزده مي كشمت اكبر میکشمت اکبر. يكي مياد ميگه چرا ميزنيش؟ اون نازنین كه داشته كتك ميخورده ميگه ولش کن بابا بذار بزنه من كه اكبر نيستم ...
- لره از كنار جن رد ميشه...جن ميگه بسم الله اين ديگه كي بود
ـ به ترکه ميگن : با لوستر جمله بسازد ميگه : من 3 تا دختر دارم يكي از يكي لوستر
ـ مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا، چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن، میگه شما ترکین؟ میگن نه، ما لریم، ترکا تو اتوبوسن
ـ يه ترکه، يه جسد مي بره پزشكي قانوني.بهش ميگن: چطور مرده؟ميگه: سم خورده.ميگن: پس چرا زخميه؟ ميگه: آخه نمي خورد.
ـ به ترکه ميگن بن بست روتعريف كن. ميگه:ميري ... ميري... ديگه نميري!
ـ اینم یه شعر قشنگ برای حسن ختام
الهي شمع بشي، پروانه شم، دورت بگردم
بعدش فوتت کنم، خاموش بشي، هرهر بخندم
امیدوارم در همه حال شاد و سرزنده باشید ، حضورتان را در وبلاگ خودتان خیر مقدم عرض می کنم ، یاد و خاطره دوست درگذشته و عزیزمان زنده یاد مهندس صالحی را گرامی می داریم و شما دوستان را به همدلی بیشتر دعوت می کنیم.