قیمت دل
قیمت دل
گفتمش: دل مي خري؟پرسيد:چند؟
گفتمش: دل مال تو تنها بخند!
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روي خاک افتاده بود
جاي پايش روي دل جا مانده بود
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 10:34 توسط سید علاءالدین حسینی
|
امیدوارم در همه حال شاد و سرزنده باشید ، حضورتان را در وبلاگ خودتان خیر مقدم عرض می کنم ، یاد و خاطره دوست درگذشته و عزیزمان زنده یاد مهندس صالحی را گرامی می داریم و شما دوستان را به همدلی بیشتر دعوت می کنیم.