به مناسبت نیمه شعبان و ولادت حضرت مهدی (عج)
راستش را به ما نگفتند...
يا لا اقل همهي راست را به ما نگفتند...
گفتند:تو که بيايي خون به پا مي کني,جوي خون به راه مي اندازي و از کشته ,پشته مي سازي و ما را از ظهور تو ترساندند.
درست مثل اينکه حادثه اي به شيريني تولد را کتمان کنند و تنها از درد زادن بگويند.
ما از همان کودکي تو را دوست داشتيم.با همه فطرتمان به تو عشق مي ورزيديم و,با همه ي وجودمان بي تاب آمدنت بوديم
عشق تو با سرشت ما عجين شده بود و آمدنت,طبيعي ترين و شيرين ترين نيازمان بود.اما...اما کسي به ما نگفت که چه گلستاني مي شود جهان ,وقتي که تو بيايي.
همه پيش از آنکه نگاه مهر گستر و دستهاي عاطفه تو را توصيف کنند,شمشير تو را نشانمان دادند
آري، براي اينکه گل ها و نهال ها رشد کنند, بايدعلف هاي هرز را وجين کرد. و اين جز با داسي برنده و سهمگين، ممکن نيست.
آري براي اينکه عدالت به کرسي بنشيند,هر چه سرير ستم آلودهي سلطنت را بايد واژگون کرد و به دست نابودي سپرد.واينها همه همان معجزه اي است که تنها از دست تو بر مي آيدو با دست تو محقق مي شود.
اما مگر نه اينکه اينها همه مقدمه است براي رسيدن به بهشتي که تو باني آني.آن بهشت را کسي براي ما ترسيم نکرد.
.کسي به ما نگفت که آن ساحل اميد که در پس اين درياي خون نشسته است ,چگونه ساحلي است؟!
کسي به ما نگفت که وقتي تو بيايي:پرندگان در آشيانه هاي خود جشن مي گيرند و ماهيان دريا شادمان مي شوند.و چشمه ساران مي جوشند و زمين چندين برابر محصول خویش را عرضه می کند.
به ما نگفتند که وقتی تو بیایی:دلهای بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد وخدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت وبردگی را از گردن خلایق بر می دارد.
به ما نگفتند که وقتی تو بیایی:ساکنان زمین و آسمان به تو عشق می ورزند.
آسمان بارانش را فرو می فرستد.
زمین، گیاهان خود را می رو یاند...و زندگان ارزو می کنندکه کاش مردگانشان زنده بودند و عدل و ارامش حقیقی را می دیدند که خداوند چگونه بر کاتش را بر اهل زمین فرو می فرستد.
به ما نگفتند که وقتی تو بیایی: همه امت به آغوش تو پناه می آورند.همانند زنبوران عسل به ملکه خویش .
و تو عدالت را ان طور که باید و شاید در پهنه ی جهان می گستری و خفته ای را بیدار نمی کنی و خونی را نمی ریزی.
به ما نگفتند که وقتی تو بیایی:هیچ کس فقیر نمی ماند و مردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند می گردند و پیدا نمی کنند. مال را به هر که عرضه میکنند میگوید :بی نیازم.
ای محبوب ازلی و ای معشوق آسمانی!ما بی آنکه مختصات آن بهشت مو عود را بدانیم و مدینه ی فاضله حضور تو را بشناسیم تو را دوست می داشتیم و به تو عشق می ورزیدیم.
که عشق تو با سرشتها عجین شده بود و امدنت طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.
(سید مهدی شجاعی)
امیدوارم در همه حال شاد و سرزنده باشید ، حضورتان را در وبلاگ خودتان خیر مقدم عرض می کنم ، یاد و خاطره دوست درگذشته و عزیزمان زنده یاد مهندس صالحی را گرامی می داریم و شما دوستان را به همدلی بیشتر دعوت می کنیم.